معنی زفت و زکور
8 بازدید
[ زُ تُ زُ ] (ترکیب عطفی، ص مرکب) دون. سفله. بخیل. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): چرخ فلک هرگز پیدا نکرد چون تو یکی سفله و زفت و زکور. خواجه ابوالقاسم از ننگ تو برنکند سر به قیامت ز گور. رودکی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). تو گرسنه ای و من نیم، زفت و زکور چندانکه خوهی بخور نه تلخ است و نه شور. سوزنی (یادداشت ایضاً). رجوع به زکور و ژکور شود.
کلمات همقافیه با «زفت و زکور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر