معنی زغیر
9 بازدید
[ زَ ] (اِ) زعیر. تخم کتان را گویند. (از برهان) (از آنندراج). بزرک و تخم کتان. (ناظم الاطباء). تخم کتان. (از جهانگیری) (از شرفنامهٔ منیری) (غیاث اللغات). تخم کتان که از آن روغن چراغ گیرند و صاحب نصاب بمعنی کتان گفته... (فرهنگ رشیدی). مرو است و اسم فارسی تخم کتان. (تحفهٔ حکیم مؤمن): هر دل که ز رشک در زحیر است در زیر جواز چون زغیر است. سراج الدین راجی (از فرهنگ رشیدی). رجوع به زعیر شود.
کلمات همقافیه با «زغیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر