معنی زغم
6 بازدید
[ زُ غَ ] (اِ) زور. تعدی. زیادتی. (برهان) (آنندراج). زور. قوت. تعدی. زیادتی. زبردستی. (ناظم الاطباء). در کتاب احوال و اشعار رودکی، ذیل اشعار پراکندهٔ ابوشکور که در فرهنگها آمده آرد: در کلمهٔ زغم بمعنی زور و تعدی : زغم به حال حریفان مستمند مکن چنانکه گر نخوری غم، زغم نباشد سود. ابوشکور (احوال و اشعار رودکی ج ۳ ص ۱۲۵۹). ولی دزی این کلمه را در ذیل قوامیس عرب زَغَم ضبط کرده و آرد در ترجمهٔ کتاب مقدس معادل خشم عبری است. (دزی ج ۱ ص ۵۹۵).
کلمات همقافیه با «زغم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غم» برای سرودن شعر