معنی زغلة
6 بازدید
[ زُ لَ ] (ع اِ) دُفعه از کمیز و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). مقداری از کمیز و جز آن که یک دفعه ریخته می شود. (ناظم الاطباء). || آنچه از دهن اندازی از شراب و مانند آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کون. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || اندک چیزی. یقال: ازغل لی زغلة من سقائک؛ ای صب لی شیئا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زغلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر