معنی زغف

معنی زغف

7 بازدید
[ زَ ] (ع مص) ریختن باران ابری که پوشانیده بود آسمان را. (ناظم الاطباء). || نیزه زدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بسیار آب گردیدن چاه. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || افزونی سخن به دروغ. (منتهی الارب) (آنندراج). افزون کردن به دروغ در حدیث و کلام. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یقال: زغف لنا فلان کثیراً و زغف کلاماً کثیراً؛ اذا کان کثیر الکلام. (اقرب الموارد). به همهٔ معانی رجوع به مادهٔ بعد شود.
[ زَ ] (ع اِ) ابر آب ریخته که پوشانندهٔ آسمان است. || بسیاری آب چاه. || زره فراخ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || افزونی سخن به دروغ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به مادهٔ قبل شود.
[ زَ / زَ غَ ] (ع اِ) جِ زغفة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به زغفة شود.
[ زَ غَ ] (ع اِ) ریزهٔ هیزم. || سرشاخهای درخت که نرم و سست باشد. || سر گیاه رمث و عرفج. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «زغف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «غف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید