معنی زغزغة
6 بازدید
[ زَ زَ غَ ] (ع مص) سستی سخن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): زغزغ کلامهُ؛ قالهٔ ضعیفاً و لم یخلص معناه. یقال: لاتزغزغ الکلام و بین الحق. (اقرب الموارد). || پنهان کردن چیزی. || ارادهٔ گشادن سرمشک کردن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). (از اقرب الموارد). || افسوس کردن. (از منتهی الارب) (از آنندراج). فسوس. سخریه. (ناظم الاطباء). فسوس کردن به کسی. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زغزغة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غة» برای سرودن شعر