معنی زغرده
8 بازدید
[ زَ رَ دَ ] (ع مص، اِ) بانگ شتر که در جوف خود بگرداند. (منتهی الارب) (آنندراج): زغردالبعیر؛ هدر مردداً هدیرهُ فی حلقه. و منهُ زغردة النساء فی الفرح. (اقرب الموارد). رجوع به مادهٔ قبل و زغروتة شود.
کلمات همقافیه با «زغرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر