معنی زغرب
5 بازدید
[ زَ رَ ] (ع ص، اِ) آب بسیار. بول بسیار. || بحر زغرب؛ دریای بسیارآب و همچنین بئر زغرب؛ یعنی چاه بسیارآب. رجوع به زغربه و زغربی شود. || رجل زغرب المعروف؛ مرد بسیاراحسان و بسیارعطا. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زغرب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر