معنی زغبج
4 بازدید
[ زَ بَ ] (ع اِ) بار زیتون دشتی و آن مانند کنار خرد است سبز می شود، سپس آن سپید می گردد بعد از آن سیاه پس شیرین گردد با اندک تلخی و آن را رب می باشد و در نانخورش بکار برند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). عتم. زیتون جبلی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «زغبج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بج» برای سرودن شعر