معنی زغب

معنی زغب

6 بازدید
[ زَ غَ ] (ع مص) موی ریزهٔ زرد برآوردن چوزه. (منتهی الارب) (آنندراج). موی ریزهٔ زرد برآوردن کودک و جوجه. (از اقرب الموارد). زغب الصبی زغباً (از باب سمع)؛ روئید زغب آن کودک. و کذلک الشیخ و زغب الفرخ؛ زغب برآوردن آن چوزه. (ناظم الاطباء). || (اِ) موی ریزهٔ زرد چوزه و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). پرز و موی ریزهٔ زرد چوزه و جز آن. (ناظم الاطباء). موی مرغ بچگان را گویند که از خایه برآید، بر تن ایشان باشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || آنچه اول نمایان شود از موی و پر. || آنچه باقی بماند از موی بر سر پیر بعد افتادن و تنک گردیدن موی سر او. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و به قولی موی ریزه های کوچک بر پر جوجه. (از اقرب الموارد). || اول و آغاز چیزی: اخذه بزغبه؛ یعنی گرفت اول و آغاز آن را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
[ زُ غَ ] (ع ص، اِ) کوه سپید سیاهی آمیخته. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). آنچه آمیخته باشد سفیدی او به سیاهی از کوهها... (شرح قاموس ص ۶۲). درخت یا شاخ درخت مو که سپیدی آن به سیاهی آمیخته باشد. (از اقرب الموارد). || شتر خاکستری رنگ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
[ زُ ] (ع ص، اِ) چوزه های زردموی. (منتهی الارب). جوجه های سنگخوار (قطا) را زُغب نامند. (از اقرب الموارد). جِ ازغب و زغباء. (اقرب الموارد). رجوع به ازغب شود.
[ زَ غِ ] (ع ص) صبی زغب؛ کودک زغب برآورده و کذلک صبی زغب الشعر. (ناظم الاطباء). صفت از زَغَب است به معنی دارای زغب. و رجوع به زغب شود.

کلمات هم‌قافیه با «زغب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «غب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید