معنی زغابة
7 بازدید
[ زُ بَ ] (ع اِ) ریزه ترین موی ریزهٔ زرد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || اندک. یقال: مااصبت منه زغابة؛ یعنی نرسیدم از وی چیزی را. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ زُ بَ ] (اِخ) موضعی است نزدیک مدینه، غربی مشهد سیدناحمزه رضی اللََّه عنه و یفتح. (منتهی الارب). بدون الف و لام نام موضعی در نزدیکی مدینهٔ طیبه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زغابة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر