معنی زعوقت
7 بازدید
[ زُ قَ ] (ع اِ) زعوقة. طعمی مرکب از تلخی و شوری. (از قانون ابوعلی سینا، یادداشت بخط مرحوم دهخدا): آنجا که حفره ای است که آنرا هفته دوش می گویند و آبهای این کاریزها بدان مختلط می شوند و بدان سبب شور شده اند و زعوقت آبهای این کاریزها بدان مختلط می شوند. (تاریخ قم ص ۴۳). رجوع به زعاق شود.
کلمات همقافیه با «زعوقت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قت» برای سرودن شعر