معنی زعماء
7 بازدید
[ زُ عَ ] (ع اِ) جِ زعیم. (منتهی الارب) (آنندراج) (دهار) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). سران. رؤسا. مهتران. پذرفتاران. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): از حضرت ملک مثالی به تاش فرستاد و خطابی که زعمای لشکر و سپهداران ملک را بودی باطل گردانید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی، چ ۱ تهران ص ۸۰). رجوع به زعم و زعیم شود.
کلمات همقافیه با «زعماء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر