معنی زعق

معنی زعق

9 بازدید
[ زَ ] (ع مص) ترسانیدن. (تاج المصادر بیهقی) (از زوزنی) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). (از اقرب الموارد). || بانگ کردن. (تاج المصادر بیهقی). بانگ و فریاد کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نعره زدن. (زوزنی) رجوع به دزی ج ۱ ص ۵۹۳ شود. || راندن دواب را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شور بگردانیدن طعام. (تاج المصادر بیهقی). بسیار نمک کردن دیگ. || برانگیختن باد خاک را. || گزیدن کژدم کسی را (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
[ زَ عَ ] (ع مص) ترسیدن به شب در حالت نشاط. (از منتهی الارب) (آنندراج). و ترسیده شدن. (آنندراج) ترسیدن به شب. (ناظم الاطباء): و زعق فلان؛ در حالت نشاط بود و فزع می کرد. (ناظم الاطباء). || و کذلک زُعِقَ مجهولا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || دور گردیدن و نفرت کردن: زعق زید؛ دور گردید زید و نفرت کرد. (ناظم الاطباء).
[ زَ عِ ] (ع ص) ترسنده به شب در حالت نشاط. نعت است از زَعَق مصدر. (منتهی الارب) (آنندراج). ترسنده به شب. (از اقرب الموارد). ترسیده و مخوف. (ناظم الاطباء). || شادمانی که در عین شادی می ترسد. (از اقرب الموارد). || شادمان و خرم. (ناظم الاطباء). || (مص) شور و تلخ و سطبر گردیدن آب. (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «زعق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید