معنی زعفری
6 بازدید
[ زَ فَ ] (ص نسبی) زعفرانی باشد که آن به رنگ زرد است. (برهان). منسوب به زعفران. (آنندراج). به رنگ زعفران. زعفرانی. (فرهنگ فارسی معین). زرد زعفرانی رنگ. (ناظم الاطباء): می زعفری خور ز دست بتی که گویی قضیبی است از خیزران. منوچهری (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به زعفرانی، زعفران و دیگر ترکیبهای زعفران شود.
کلمات همقافیه با «زعفری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر