معنی زعفرانیخنده
6 بازدید
[ زَ فَ خَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) خندهٔ بسیار. مأخذش گل کردن. خندهٔ بی اختیار است از تماشای زعفران زار. (آنندراج): نی همین صبح خنک پف بر چراغم می کند زعفرانی خندهٔ خورشید داغم می کند. سالک یزدی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «زعفرانیخنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر