معنی زعف
7 بازدید
[ زَ ] (ع مص) بر جای بکشتن. (تاج المصادر بیهقی). بر جای کشتن کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || جارو زدن. پاک کردن با جارو. (از دزی ج ۱ ص ۵۹۲). رجوع به زعافة شود.
کلمات همقافیه با «زعف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عف» برای سرودن شعر