معنی زعزان
6 بازدید
[ زَ ] (ع ص) مانند زعزاع و زعزع. (از منتهی الارب): ریح زعزان؛ باد سخت جنبانندهٔ چیزها. (ناظم الاطباء). مانند ریح زعزع. (از اقرب الموارد). رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «زعزان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر