معنی زط
85 بازدید
[ زُطط ] (اِخ) گروهی از هند، هرب جت. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). مأخوذ از هندی، گروهی در هندوستان که جت گویند. (ناظم الاطباء) از جَت فارسی، به عقیدهٔ حمزهٔ [ اصفهانی ] از اعقاب کولیها و چنگیانه می باشند، که بهرام گور دوازده هزار تن از این نوازندگان را از هند به ایران آورده بود. و هنوز در دمشق این نام را برای خود حفظ کرده اند. (از دزی ج ۱ ص ۵۹۱). طبقه ای از طبقات مردم هند و آنان حفاظ طرق باشند و از جنس سند هستند. (از مفاتیح العلوم خوارزمی، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). حفاظ راهها در هند و آنان جنسی از سند باشند که موسوم به جتان اند. (یادداشت ایضاً). لوری. لوکی. غربتی. غربال بند. کولی. قرشمال. غره چی. چینگانه. حمزهٔ اصفهانی «زط» را ظاهراً بجای لولی و لوری بکار می برد. (از یادداشت های بخط مرحوم دهخدا). رجوع به ضحی الاسلام، البیان و التبیین ج ۱ ص ۴۷، عقد الفرید ج ۸ ص ۱۴۶ و ابن اثیر ج ۶ صص ۱۸۱ -۱۸۲ شود.[ زَطط ] (ع مص) بانگ کردن مگس. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زط» برای سرودن شعر