معنی زشتیاد
7 بازدید
[ زِ ] (اِ مرکب) غیبت بود به بدی. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۱۰۷). بد یاد کردن است که غیبت و بدگویی و خبث کسی کردن باشد. (برهان). بمعنی یاد کردن به بدی و زشتی که به تازی غیبت گویند. (از انجمن آرا) (آنندراج) (از شرفنامهٔ منیری) (از فرهنگ رشیدی). غیبت کردن. (صحاح الفرس) (اوبهی). غیبت و بدگویی از کسی و نمامی. (ناظم الاطباء). و به عرف خبث گویند. (فرهنگ رشیدی). گفتار بد دربارهٔ کسی. غیبت. (فرهنگ فارسی معین): بتو بازگردد غم عاشقی نگارا مکن بیش از این زشت یاد. رودکی (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۱۰۷). و رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «زشتیاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر