معنی زشتکاری
7 بازدید
[ زِ ] (حامص مرکب) فحشاء. (مهذب الاسماء) (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || بدعملی. فعل زشت کار: جهان را گوهر آمد زشت کاری چرا زو مهربانی گوش داری بنزدش هیچکس را نیست آزرم که بیقدر است و بی مهر است و بی شرم. (ویس و رامین، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به زشت و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «زشتکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر