معنی زش
27 بازدید
[ زَ ] (حرف) هزوارش «زیش»، «زیش»، پهلوی «ایش»به معنی چه از او، به او. (حاشیهٔ برهان چ معین). بمعنی چه باشد، چنانکه زش بگویم یعنی چه بگویم و زش آن و زش این، یعنی چه آن و چه این. (برهان). چه. (صحاح الفرس) (فرهنگ رشیدی) (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۲۲۱) (فرهنگ رشیدی) (از انجمن آرا) (از آنندراج). چه. و زش بگویم یعنی چه بگویم. (از ناظم الاطباء): زش از او پاسخ دهم اندر نهان زش بپنداری میان مردمان. رودکی (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۲۲۱).[ زُ ] (اِ) نم. ژاله. شبنم. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زش» برای سرودن شعر