معنی زر اندودن
7 بازدید
[ زَ اَ دو دَ ] (مص مرکب) زرنگار کردن و ملمع کردن. (ناظم الاطباء). زراندود کردن : نگهبان این مارپیکر درفش زراندود بر پرنیان بنفش.نظامی. من که مسم را به زراندوده اند می کنم آنها که نفرموده اند.نظامی. رجوع به زراندود، زراندود کردن و زراندوده شود. || زراندوختن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زر اندودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر