معنی زریو
7 بازدید
[ زَ ] (اِ) بمعنی وقار باشد و آن نگاهداشت نفس است از حرکات قبیحه که از قوت شهوانی ظاهر گردد. (برهان) (آنندراج). وقار. سنگینی. تقوا. پرهیزگاری. و نگاهداری نفس از حرکات قبیحه و شهوانی. (ناظم الاطباء). ظاهراً از برساخته های فرقهٔ آذرکیوان است. (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به زریوه شود.
کلمات همقافیه با «زریو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یو» برای سرودن شعر