معنی زرینه

معنی زرینه

7 بازدید
[ زَرْ ری نَ / نِ ] (ص نسبی) زرین. (فرهنگ فارسی معین) (ناظم الاطباء). ذهبی و طلائی و مذهب. (ناظم الاطباء). ساخته از زر. ساخته از طلا. اشیاء و ابزار طلائی. زیور زرین. پیرایهٔ ساخته از زر: ایدون گویند که چون قتیبه بیکند را بگشاد چندان زرینه و سیمینه از آن زنان یافت که اندازه نبود. (ترجمهٔ طبری بلعمی). ز دستش بیفتاد زرینه گرز تو گفتی برفتش همه فرّ و برز.دقیقی. ز سیمین و زرینه اشتر هزار بفرمود تا برنهادند بار.فردوسی. ز چیزی که باشد طرایف به چین ز زرینه و تیغ و اسب و نگین.فردوسی. ز زرینه و گوهر شاهوار ز یاقوت و از جامهٔ زرنگار.فردوسی. به زرینه جام اندرون، لعل مل فروزنده چون لاله بر زرد گل.عنصری. بی اندازه مال از زرینه و سیمینه. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۵۴). چو شه شد در آن قصر زرینه خشت گمان برد کآمد به قصر بهشت.نظامی. بدو بخشید آن زرینه خوان را تنور و هرچه آلت بودی آن را.نظامی. ز خاموشی در آن زرینه پرگار شده نقش غلامان نقش دیوار.نظامی. || مانند زر. برنگ زر. زرد طلائی : چو خورشید بنمود زرینه چهر جهان را بشست از سیاهی به مهر.فردوسی.
[ زَرْ ری نِ ] (اِخ) دهی از دهستان چاردولی است که در بخش قروهٔ شهرستان سنندج و ۲۶ هزارگزی جنوب خاوری قروه واقع است و ۳۴۳ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ زَرْ ری نِ ] (اِخ) دهی از دهستان قراتوره است که در بخش دیواندرهٔ شهرستان سنندج و ۲۶ هزارگزی شمال خاوری دیواندره واقع است و ۲۷۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ زَرْ ری نِ ] (اِخ) دهی از دهستان اوباتوست که در بخش دیواندره شهرستان سنندج و بیست و سه هزارگزی شمال باختری دیواندره واقع است و ۲۱۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «زرینه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید