معنی زرینعذار
5 بازدید
[ زَرْ ری عِ ] (ص مرکب) زردروی و رنگ پریده. (ناظم الاطباء): آمد دواسبه عید و خزان شد علم برش زرین عذار شد چمن از گرد لشکرش. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۲۲۲).
کلمات همقافیه با «زرینعذار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر