معنی زرینسخن
7 بازدید
[ زَرْ ری سُ خُ / خَ ] (اِ مرکب) سخن زرین. سخنی گرانبها و پرارج. - زرین سخن سوار؛ قلم. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): زرین سخن سوارصفت کرد عنصری کلک هنروری را چون شد سخن گزار در طبع آن امیر سخن گر کنون بدی جز کلک تو نبودی، زرین سخن سوار. سوزنی (یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «زرینسخن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خن» برای سرودن شعر