معنی زریران
15 بازدید
[ زَ ] (اِخ) دهی است به بغداد، (منتهی الارب). قریه ای میان حله و بغداد در غربی ایوان کسری ََ که فرات مغرب و دجله مشرق آن را آبیاری کند. رجوع به یادگار زریران شود. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا). رجوع به مزدیسنا شود.
کلمات همقافیه با «زریران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر