معنی زرگرباشی
8 بازدید
[ زَ گَ ] (اِ مرکب) رئیس زرگران (صفویه، قاجاریه) بقول شاردن زرگرباشی بر همهٔ اموری که در زرگرخانه جریان داشت نظارت و بهای جواهر را تعیین می کرد. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به سازمان صفوی صص ۱۱۰ -۱۱۱ شود.
کلمات همقافیه با «زرگرباشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر