معنی زرگدازی
7 بازدید
[ زَ گُ ] (حامص مرکب) عمل زرگداز. گداختن زر. قرار دادن طلا در کوره : چو روز از جهان کارسازی گرفت دمید آتش و زرگدازی گرفت. اسدی (گرشاسبنامه).
کلمات همقافیه با «زرگدازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر