معنی زرکوب

معنی زرکوب

7 بازدید
[ زَ ] (نف مرکب) کسی که ورق طلا و نقره سازد. (آنندراج). زرکوبنده. آنکه شغلش طلاکوبی است. (فرهنگ فارسی معین). زرسای و سازندهٔ زر جهت تذهیب و نقاشی. طلاکوب. (ناظم الاطباء). رجوع به تذکرة الملوک چ ۲ ص ۲۲ و ۷۱ شود. || (ن مف مرکب) زرکوبیده. چیزی که روی آن را طلاکاری کرده باشند. (فرهنگ فارسی معین). - جلد زرکوب؛ (اصطلاح صحافی) جلد کتابی که در روی آن نام کتاب، مؤلف و غیره را با آب طلا یا اکلیل زرد نوشته باشند. (فرهنگ فارسی معین).
[ زَ ] (اِخ) لقب عزالدین مودود، جد سوم صاحب شیرازنامه است. ولی بعدها تمام اولاد و اعقاب عزالدین مودود مشهور بهمین لقب شده بودند. (از شدالازار چ قزوینی ص ۴). رجوع به همین کتاب، از سعدی تا جامی ادوارد برون چ حکمت ص ۳۸۵ و سبک شناسی بهار ج ۱ ص ۱۷۰ شود.
[ زَ ] (اِخ) آقازمان زرکش نجم الدین زرکوب... (آنندراج). نجم الدین زرکوب معاصر ابقاخان بود. اشعار نیک دارد. (تاریخ گزیده ج ۱ ص ۸۲۵). زرکوب تبریزی... اسم شریفش شیخ نجم الدین و از اکابر عارفین، بعضی از اشعارش را در آتشکده بنام شیخ نجم الدین رازی ثبت کرده اند... (ریاض العارفین ص ۸۱). از اوست: دشمن ما را سعادت یار باد روز و شب با عز و نازش کار باد هرکه کافر خواند ما را گو بخوان او میان مؤمنان دیندار باد هرکه خاری می نهد در راه ما خار ما در راه او گلزار باد هرکه چاهی می کند در راه ما چاه ما در راه او هموار باد هرکه ملک و مال ما را حاسد است ملک و مالش در جهان بسیار باد هرکه را مستی زرکوب آرزوست گو که ما مستیم او هشیار باد. (از ریاض العارفین).

کلمات هم‌قافیه با «زرکوب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید