معنی زرکش

معنی زرکش

5 بازدید
[ زَ کَ / کِ ] (نف مرکب) کسی که تارهای طلا و نقره کشد برای گلابتون و غیره. (آنندراج). کسی که گلابتون می سازد و تارهای زر می کشد. (ناظم الاطباء). زرکشنده. آنکه تارهای زر به پارچه کشد. کسی که گلابتون سازد. (فرهنگ فارسی معین): شود تار زرکش گل آتشی چو از رنگ زردم کند زرکشی. طاهر وحید (از آنندراج). رجوع به تذکرة الملوک چ ۲ ص ۲۱ و ۲۲ شود. || (ن مف مرکب) جامه ای که تارهای نقره در آن بافته باشند. (آنندراج). نوعی از پارچهٔ زری که آن را تاش نیز می گویند. (ناظم الاطباء). زرکشیده. پارچه ای که تارهای زر در آن کشیده باشند. (فرهنگ فارسی معین): تو آفتاب دامن زرکش کشان به ناز من غرق نیل و چشم چو نیلوفر آیمت. خاقانی. از زرکش و ممزج و اطلس وثاق من چون خیمهٔ خزان و شراع بهار کرد.خاقانی. کرد آفتاب و صبح کلاه و لباچه ام این زرکش مغرق و آن زرنگار کرد. خاقانی. کلاه از زرکش خورشید سازم قبا از ازرق گردون فرستم.خاقانی. آنکه سرش زرکش سلطان کشید بازپسین لقمه ز آهن چشید. نظامی (مخزن الاسرار چ وحید ص ۴۳). زهد نظامی که طرازی خوش است زیرنشین علم زرکش است. نظامی (مخزن الاسرار ایضاً ص ۱۶۱). هر کسی می خرید و تیغ فروخت درع آهن درید و زرکش دوخت. نظامی (هفت پیکر چ وحید ص ۱۰۶). قباهای خاص از پی هر کسی قبابادلیهای زرکش بسی.نظامی. امید در کمر زرکشت چگونه ببندم دقیقه ای است نگارا در آن میان که تو داری. حافظ. طراز پیرهن زرکشم مبین چون شمع که سوزهاست نهانی درون پیرهنم.حافظ.
[ زَ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان میان ولایت است که در بخش حومهٔ شهرستان مشهد واقع است و ۲۰۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «زرکش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید