معنی زرکاری
8 بازدید
[ زَ ] (ص نسبی) تذهیبی. طلاکاری. زرنگارشده : کارگاهی به زیب و زرکاری رنگ ناری و نقش سمناری.نظامی. حجله و بزمه ای به زرکاری حجله عودی و بزمه گلناری.نظامی. رجوع به زرکار، زر و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «زرکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر