معنی زروق
6 بازدید
[ زَ ] (ع اِ) داروئی است: هی الدواء التی یزرق فی الاحلیل او الدبر بآلة معدة لها و هی الزراقة. (بحر الجواهر، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ج، زروقات. (یادداشت ایضاً). رجوع به زروک شود.[ ] (اِخ) رجوع به احمدبن محمد برنسی و معجم المطبوعات شود.
کلمات همقافیه با «زروق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر