معنی زروع
6 بازدید
[ زُ ] (ع اِ) جِ زرع. (دهار) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (فرهنگ فارسی معین). جمع زرع بالفتح. کشت و فرزند. (آنندراج). کشت ها. کشت زارها. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «زروع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر