معنی زروط
7 بازدید
[ زَ وَ ] (ع مص) دزی در قوامیس عرب آرد: انداختن چوبدستی در میان پاهای یک خرگوش (اصطلاح شکار). || وعدهٔ نادرست و بی پایه دادن به کسی. || عمل وقیحانه. کثافت کاری کردن. (از دزی ج ۱ ص ۵۹۰). رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «زروط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وط» برای سرودن شعر