معنی زره‌ور

معنی زره‌ور

7 بازدید
[ زَ / زِ رِهْ وَ ] (ص مرکب) زره پوشیده. زره دار. (ناظم الاطباء). دارع. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). زره دار: که دیده ست مشک مسلسل زره سا که دیده ست ماه منور زره ور. لبیبی (یادداشت ایضاً) گفت آن زره وران ز بر هر یکی کنید گفتم بتان مملکت آرای رزمخواه.فرخی. تیغ ها صیقل خورشید سپر کش گردند تیرها دامن گردون زره ور گیرند. سیدحسن غزنوی. ای زلف یار من زرهی یا زره گری یا پیش تیر غمزهٔ دلبر زره وری. ادیب صابر (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). اندرین هفته بتخت آمدی از جامهٔ خواب به دگر هفته زره ور شوی و جوشن پوش. سوزنی. زره ور سبک چون کبوتر ولیکن بر او بر زره همچو دام کبوتر. ؟ (از تاج المآثر). از بس زره وران که بخاک آوری ز زین. ؟ (از تاج المآثر). و گروهی چون آب از باد، زره ور. (تاج المآثر).

کلمات هم‌قافیه با «زره‌ور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید