معنی زرهتشت
5 بازدید
[ زَ رَ تُ ] (اِخ) زردشت را گویند که پیشوای آتش پرستان باشد. (برهان). یکی از نامهای زردشت. (از ناظم الاطباء). نام زراتشت است. (جهانگیری). بضرورت در شعر با «راء» مشدد آید: یکی تازه کن قصهٔ زره تشت بنظم دری و بخط درشت. زراتشت بهرام (از جهانگیری). رجوع به زرتشت و زردشت شود.
کلمات همقافیه با «زرهتشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر