معنی زرمهر
5 بازدید
[ زَ مِ ] (اِخ) دهی از دهستان ارغنه است که در بخش فیض آباد محولات شهرستان تربت حیدریه واقع است و ۵۸۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ زَ مِ ] (اِخ) نام سوخرای (سوفرای). وی از تخمهٔ کارن (قارن) و مسقطالرأس او بلوک اردشیر خوره در پارس بود. زرمهر حکمران ایالت سکستان (سیستان) بود و لقب هزایت (هزاررفت) داشت. (فرهنگ فارسی معین). وی از مقتدرترین نجبای ایران در اواخر قرن پنجم میلادی است : جوانی بی آزار و زرمهرنام که از نام او بد پدر شادکام. فردوسی. رجوع به ایران در زمان ساسانیان، مجمل التواریخ و القصص ص ۷۳، حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۲۴۰ و سبک شناسی بهار ج ۱ ص ۵۲ شود.
کلمات همقافیه با «زرمهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر