معنی زرقپیشه
6 بازدید
[ زَ شَ / شِ ] (ص مرکب) ریاکار. حیله گر. مکار: خاقانی را دلی است آلودهٔ خشم زین زُرّق زرق پیشهٔ ازرق چشم. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۷۲۵). رجوع به زرق شود.
کلمات همقافیه با «زرقپیشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر