معنی زرقون
7 بازدید
[ زَ ] (سریانی، اِ) به لغت سریانی سرنج را گویند و آن رنگی است معروف که نقاشان و جدول کشان بکار برند و آن را به رومی سیلیقون خوانند. (برهان) (آنندراج). سیری کوم، محتملاً در فارسی «آزرگون» [ آذرگون ] رنگ آتش یا صحیح تر «زرگون» رنگ طلا، سفیداب سرخ ، سرنج ... (دزی ج ۱ ص ۵۸۹). اسم مغربی اسرنج است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). زرجون. زرگون. سرنج. اسرنج. سندوقس. سلیقون. اسرب محروق. سرب سوخته. اسفیداج محروق. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به ترجمهٔ ضریر انطاکی و لکلرک ج ۲ ص ۲۰۸ شود.[ زَ ] (اِخ) زرگون. یکی از دو تن علمای موسیقی است که موسیقی ایران را به اندلس بردند و عالم دیگر علون بود و این دو در ایام حکم ابن هشام بودند. (نفخ الطیب ج ۲ ص ۷۵۳، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «زرقون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر