معنی زرقه
6 بازدید
[ زُ قَ ] (ع اِمص) گربه چشمی. (منتهی الارب) (آنندراج) کبودی. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). رنگ کبود. (از اقرب الموارد). کبودی. کبودرنگ. گربه چشمی. || (اِ) تخم یک نوع گیاهی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زرقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر