معنی زرقلة
4 بازدید
[ زَ قَ لَ ] (ع مص) دادن حق کسی را: زقل بحقی زرقلة؛ داد حق مرا. || واخیدن موی را: زرقل الشعر؛ واخید موی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زرقلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر