معنی زرقفروش
7 بازدید
[ زَ فُ ] (نف مرکب) منافق. ریاکار. (آنندراج). ریاکار. مکار. سالوس. (ناظم الاطباء): ای امت بدبخت بدین زرق فروشان جز کز خری و جهل، چنین فتنه چرائید. ناصرخسرو. نیست همتای تو در ظل سپهر ازرق این نه زرق است و بدین گفته نیم زرق فروش. سوزنی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به زرق و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «زرقفروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر