معنی زرسا
7 بازدید
[ زَ ] (اِ مرکب، ص مرکب) زرمانند. || بوته. || زر گداخته. || ریزهٔ زر. (ناظم الاطباء). بهمهٔ معانی رجوع به لسان العجم شعوری ج ۲ ص ۲۸ شود.
کلمات همقافیه با «زرسا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سا» برای سرودن شعر