معنی زرزر
5 بازدید
[ زُ زُ ] (ع اِ) نوعی از مرغان. (منتهی الارب) (آنندراج). یک نوع مرغی و سار. (ناظم الاطباء). نوعی از گنجشک. ج، زَرازِر، زَرازیر. (از اقرب الموارد). زرزور. (فرهنگ فارسی معین). زرازر. زرزور. باسترک دجاج بری. (از دزی ج ۱ ص ۵۸۵).[ زِ زِ ] (اِ صوت) آواز گریهٔ نامطبوع در طفل و جز آن. آواز گریهٔ اطفال ناشکیبا. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).[ زَ زَ ] (اِخ) دهی از دهستان سجاس رود است که در بخش قیدار شهرستان زنجان واقع است و ۲۵۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ زُ زُ ] (اِخ) ابن صهیب. محدث است. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «زرزر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زر» برای سرودن شعر