معنی زرزار
6 بازدید
[ زَ ] (ع ص) تیزخاطر. سبک روح. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، زُرازِر، زَرازِر. (اقرب الموارد).[ زِ ] (ع اِ) سرهنگ دوم که ده هزار مرد جنگی در زیر حکم او باشند. ج، زَرازِرَه. (منتهی الارب). سرداری که ده هزار مرد جنگی در زیر فرمان او باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زرزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر