معنی زردچهره
8 بازدید
[ زَ چِ رَ / رِ ] (ص مرکب) آنکه صورتش زردرنگ و پژمرده باشد. || پژمرده. افسرده. (فرهنگ فارسی معین). || مایل به زردی || پسر و یا دختر صاف روی خوشنما و خوشگل. || زن پیر ریشدار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زردچهره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر