معنی زردهی
9 بازدید
[ زَ دِ ] (حامص مرکب) زر دادن. عمل زرده. زربخشی : خورشید را سخی چو تو دانند مردمان خورشید با تو کرد نیارد برابری تو زردهی به زایر و خورشید زر کند چون نام زردهی نبود نام زرگری. فرخی (دیوان چ دبیرسیاقی ص ۳۸۲).
کلمات همقافیه با «زردهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر