معنی زردبة
6 بازدید
[ زَ دَ بَ ] (ع مص) خفه کردن کسی را. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || در زرداب افکندن: زردبهُ قیل رماه فی الزرداب و قیل دحرجه. (التاج از ذیل اقرب الموارد). رجوع به زرداب شود.[ زَ دَ بَ ] (ع اِ) عمل خفه کردن. (ناظم الاطباء). قال ابوبکر و یقال: زردمه و زردبه؛ اذا عصر حلقه. قال: و کان ابوحاتم یقول: الزردمة بالفارسیة «الدمه»؛ ای اخذ بنفسه و حکی عنه فی موضع الاخرانه. قال: اصله «زیردمه»؛ ای تحت النفس. (المعرب جوالیقی ص ۱۷۳).
کلمات همقافیه با «زردبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر